تبليغاتX
مثل هیچ کس

مثل هیچ کس

پویا و ملیحه
یادگاریها
همراهان ما
آمار وب
لوگو دوستان
خدا حافظ

وقتی رفتی

       من دیگه

          از کی بخونم...


پویا و ملیحه مورخ: شنبه ششم بهمن 1386 در ساعت: 3:5
|+|
مظلوم
 

                                     

   او می نشست و من می نشستم

 

                             او روی سینه من در مقابل


پویا و ملیحه مورخ: سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 در ساعت: 18:13
|+|
گرمای دل

 

اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن .. 

 اگر کسی را دوست داری خردش نکن ... 

 اگر دستی راگرفتی رهایش نکن ...

                              

                               

                             

 مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با

  زمین کرد زندگی با دلت نکند


پویا و ملیحه مورخ: جمعه بیست و سوم آذر 1386 در ساعت: 0:21
|+|
زندگی

 

 

زندگی مسابقه نیست،زندگی یک سفر

 است و تو آن

 مسافر باش

 که در هر گامش ترنم خوش لحظه ها

 جاری است


پویا و ملیحه مورخ: پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 در ساعت: 1:13
|+|
ساز بارون

 

یاد یار و یاد بارون 

 

                  ناز یار و ساز بارون


پویا و ملیحه مورخ: دوشنبه نوزدهم آذر 1386 در ساعت: 2:3
|+|
قصه جدایی

 

حالا که میخوام بمونم شعر رفتن میخونی

 

حالا که میخوام بمونم قصه جدایی میخونی..

 


پویا و ملیحه مورخ: سه شنبه ششم آذر 1386 در ساعت: 2:2
|+|
نیاز
 

سخاوت آن نیست که آنچه را که

من بیش از تو به آن نیاز دارم به من

ببخشی بلکه آن است که به من

 ببخشی آنچه را که بیش از من به آن

نیاز داری


پویا و ملیحه مورخ: سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 در ساعت: 23:5
|+|
عشق

 

 

عشق آن نیست که به هم خیره شویم

 

عشق آن است که هر دو به یک سو بنگریم


پویا و ملیحه مورخ: سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 در ساعت: 22:55
|+|
انتظار
                           

                                

 

دوستت دارم

        و

               دیگر هیچ......


پویا و ملیحه مورخ: شنبه نوزدهم آبان 1386 در ساعت: 2:17
|+|
برگی از یک نوشته

 

تو دنیا عالما و فیلسوفای زیادی وجود دارند که هرکدومشون

حقیقتو جوری تفسیر می کنن. وقتی پای صحبتشون می شینی

 فکر می کنی حقیقت را پیدا کردی ولی وقتی میری جای دیگه،

 می بینی حقیقتو جوری دیگه تفسیر می کنن


پویا و ملیحه مورخ: سه شنبه هشتم آبان 1386 در ساعت: 20:36
|+|
جان نگاهت

 

 

 

 تنها به یاد تو می خوابم و روزها برای دیدن تو بیدار می شوم  اشکهایم

 را به پای تو می ریزم و بوسه هایم را به گونه های تو می گذارم جانم

را برای یک نگاهت نگه داشته ام و قلبم را برای یک قدمت


پویا و ملیحه مورخ: سه شنبه هشتم آبان 1386 در ساعت: 20:15
|+|
نگاه

به کدامین گناه عاشقم کردی

                   

                     به کدامین گناه.........؟

به کدامین نگاه شیفته ام کردی

 

                   به کدامین نگاه..........؟


پویا و ملیحه مورخ: دوشنبه هفتم آبان 1386 در ساعت: 2:54
|+|
حکایت دستانت

 

آری حکایت دستان تو در روزهای بی ترانه من در اندوه اشک برف و باران تنها حامی من در روزهای سختی بود دستان نجیب تو من را با نیرویی که توان مقابله با آن را ندارم افسون کرده اند آری اکنون باور میکنم لمس دستانت را و  غرق شدن در نجابت آنان و شرم نگاهت را که پلی است به فردا و دستانم که برای تولد دوباره نیاز به آغوش دستانت را دارد و من در هر ثانیه از زندگیم  یاری دستانت را از خداوند میخواهم تا حرفهای نگفته عشقم را به تو بگویم  و با دستانمان پلی به راه بسته عشقمان بزنیم پس بدان من تمام لحظات زیبای عشقمان را در آغوش دستانت تمنا میکنم و بوسه بر نجابت آنان میزنم که رموز عشق را به من آموختند به امید دستان عاشقت   

 


پویا و ملیحه مورخ: شنبه پنجم آبان 1386 در ساعت: 4:6
|+|
یه توضیح

سلام به همه شما عزیزان به همه کسانی که با نظرات زیباشون منو شرمنده میکنن چه اون عزیزانی که  در مورد بلاگ برام mail میزارن یا نظر میدن یا دوستانی را که میبینم ممنون از توجهی که دارین راستش از امروز این بلاگ رو با کسی مشترک شدم با عزیزی که مثل خودمه یا حتی بهتره بگم خیلی بهتر از من یه یار و همراه واقعی که میدونم اونم نوشته هاش از ته دلش میاد.و چون کمتر میتونم بیام و بنویسم از این به بعد این عزیز تو نوشتن کمکم میکنه  ممنون از همه شما دوستان که همیشه من رو شرمنده کردین زندگی زیبایی داشته باشین


پویا و ملیحه مورخ: شنبه پنجم آبان 1386 در ساعت: 2:22
|+|
برای نفس زندگیم

 

نگاه میکنم نمیبینم چشم مرا هوای تو پر کرده

گوش میکنم نمی شنوم گوش مرا صدای تو پر کرده

ای چشم من بدون تو نابینا

ای گوش من بدون تو ناشنوا

با من بمان همیشه بمان

              همیشه بمان.

                               همیشه بمان.


پویا و ملیحه مورخ: دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 در ساعت: 4:54
|+|
تحمل

 

 

دیگه وقتش رسیده تو آغوشم بخوابی تا که جای خورشید فردا رو بتابی من میخوام حکایت عشق تو رو همه بدونن  تا که تمام دنیا قدر عشق رو خوب بدونن جوانیت رو هدر کردم تا به اینجا رسیدم  بدیها دیدی از من تا به خوبی قد کشیدم تمام لحظه های تو به پای من هدر شد حالا بیهودگی رفته ولی عمر تو سر شد تو لحظه های سختی تحملم میکردی با اینکه درد تو بودم گلایه ای نکردی حالا راحت بخواب عزیز من که فردا جای خورشید باید بتابی

 

 


پویا و ملیحه مورخ: جمعه سیزدهم مهر 1386 در ساعت: 18:43
|+|
ترنم نگاهت

 

وقتي دست غيب تقدير با بوسه هاي مستانه ،نقش  ميکده ي عشق من را روي پيشانه ي تو مي بست ، تند باد سرنوشت را در درياي زندگي ام مي دميد كه دائم مسافر جاده ي تاريك چشم من بود و چه سخت است از بي تو گفتن در هجوم اشكهاي بي شكيب سنگين و  بغض آلود گریستن. دلم هزاران سال است در پي ديدن تو بدنبال آرامش است و چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن راز چشمانت را فهمیدن و من در تمنای لحظه صدای عشق چشمهایم تر میشوند و نگاهم بدنبال روزنه ای برای پرواز میگردد تا ترنم نگاهت را در لطافت باران جستجو کند

  


پویا و ملیحه مورخ: یکشنبه هشتم مهر 1386 در ساعت: 23:54
|+|
تردید

 

 

لحظه به لحظه میشکنم  

سایه به سایه هر نفس

زندونیم تو دست تو

تواین زمین تواین قفس

لحظه به لحظه گم شدم

تردید من شکی نداشت

نفس نمونده واسه من

این گمشدن نفس نگذاشت

از این قفس از این زمین

میخوام برم پر بکشم

برای این همه دیوار

یه گوشه ای یه در   بکشم


پویا و ملیحه مورخ: چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 در ساعت: 3:42
|+|
یه بار دیگه نگاه کن

خیلی وقتا دیدن یه عکس یا خواندن یه متن حتی کوچیک و بی اهممیت تاثیر زیادی تو زندگیمون میزاره و راه روش مارو عوض میکنه آخه اینا یه نشونن یه پیغام که فقط واسه ما میان چقدر خوبه که به اونا بهاء بدیم و توجه کنیم اما اکثر ما هر روز داریم اونارو میبینیم و بدون هیچ توجهی از کنارشون رد میشیم حتی واسه یه لحظه هم به پیغامی که داران میدن گوش نمیکنیم چقدر خوبه که هر چیزی رو با چشم دلمون ببینیم و به دلمون بسپاریمش تا همیشه تو وجودمون باقی بمونه

 

 

 


پویا و ملیحه مورخ: سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 در ساعت: 3:35
|+|
صدای عاشق

 

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید

هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید

یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید

از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت

یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما پرده شمایید .

http://www.iransong.com/g.htm?id=19387  لینک ترانه                              


پویا و ملیحه مورخ: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 در ساعت: 3:39
|+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie